هوس

هوس کرده ام تا بی نهایت خوشبخت باشم و بی دلیل خوشحال

هوس کرد ه ام بی تو جه به دنیا خودم باشم

هوس

آری هوس کرده ام به جایی نگرانی درباره ی دیگران نگران خودم باشم

می خواهم خودم باشم میشود؟

تو اجازه می دهی؟

با تو ام آری تویی که یک فرد از افراد جامعه ایی من یک دخترم اجازه میدهی خوش باشم؟

با توام با خود تو !

می توانم بدون اینکه نگران حرف و حدیث های پشت سرم باشم کمی آزاد باشم میشود؟

اینبار هم هوس کرده ام تا انتهای کوچه را بی دلیل بخندم نکند اما نکند فردا زن همسایه بر چسب دیوانگی به من بزند؟

من یک دخترم یعنی آبروی خانواده در دست من است!و این یعنی بی اندازه حصار دور من است.

میشود انصراف دهم از دختر خانواده بودن ؟میشود فقط خودم باشم؟

اجازه هست؟

معجزه

معجزه ...

منتظر یک معجزه ام اما یک معجزه چقدر می تواند بزرگ باشد تا این وضع را تغییر دهد؟

معجزه؟

شاید یک آفرینش دوباره...

یک انتظار بی پایان تا کی؟

انگار یک جاده بی انتها در پیش دارم و چقدر هم کسالت بار....

عصبانیت این آدم ها!

درک نمیکنم دلیل عصبانیت این آدم ها را ،درگیرن با خودشان و آرزوهای دست نیافتیشان

نمی دانم چرا انتقامش را از من میگیرن!

نمی دانم